محمد تقي جعفري
171
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
كه از آغاز حيات و رشد آن تاكنون در بارهء پديدهء حيات مطرح مىشود ، بدهم ، حد اقل بايستى يك تفسير و توجيه منطقى براى اقناع خود داشته باشم كه حيات من در اين برهه از تاريخ بشرى در امتداد تاريخ كيهانى چه موقعيتى دارد مسئلهء سوم - هدف نهائى و فلسفهء قابل قبول اين زندگى چيست متاسفانه ، باستثناى عده اى محدود در هر قرنى از قرون و اعصار ، همهء مردم كه در حيات طبيعى محض حركت ميكنند ، اين هدف و فلسفه را با تقليد تعيين مىنمايند . مسئله چهارم - چون انواعى بىشمار از چگونگىهاى زندگى انسانها را مشاهده ميكنم كه بر دو قسم عمدهء ( حيات قابل تفسير منطقى و حيات يله و رها در ميان عوامل طبيعت و خواستهها و تمايلات همنوعان ) تقسيم مىگردند ، من بايد كدام يك از اين دو طرز زندگى را بپذيرم و با كدامين دليل متقن و غير قابل ترديد اين پذيرش را منطقى تلقى كنم مسلم است كه انتخاب يكى از اين دو قسم عمده نيز معمولا با تقليد صورت مىگيرد . مسئلهء پنجم - آيا در اين دنيا اين سؤال مطرح است كه « از كجا آمدهام ، براى چه آمدهام ، و بكجا مىروم » كه قطعا مطرح است ، پاسخ استدلالى اين سؤال چيست متأسفانه پاسخ اين سؤال يا منتفى كردن اصل آن ( كه چنين سؤالى وجود ندارد ) نيز با تقليد برگذار مىشود . مسئلهء ششم - آيا مىتوان راهى را براى تعديل امتيازات سودمند و مواد معيشت كه با دست بشر استخراج ميشوند ، پيشنهاد كرد كه مورد عشق و علاقهء همهء انسانها يا حد اقل مورد خواست اكثريت قابل توجه انسانها بوده و احتياجى به توسل به زور و قدرت و فريبكارى نداشته باشد آيا مىتوان دارندگان امتيازات مستند به استعدادهاى شخصى ، را از روى دليل قانع ساخت كه بايد امتيازاتى را كه بدست آوردهايد در راه صلاح خود و ديگر انسانها به كار بيندازيد آيا لزوم تعديل امتيازات تاكنون متكى به حماسهها و تقليد از عده اى انگشت شمار از پيشتازان بشرى نبوده است .